جـ و ا
ل ذ هـ ن
چند
وقتیه دارم درباره چیزهایی که بهشون فکر می کنم،
فکر می
کنم !!!
تصاویر،
صداها، رنگ ها، نگاه ها، حرف ها، نوشته ها،
آدم ها،
احساس ها، باید ها، نباید ها، اماها، اگرها، چون وچراها،
تاریکی
ها، روشنایی ها، تلخی ها، شیرینی ها
این ها
همه از کجا تو ذهن من جا گرفته؟ با کدوم تعریف؟
دارم
فکر می کنم
کدوم اجازه ای حق ورود این رنگ و صدا و نگاه ها رو به ذهن من صادر
کرده؟
خلاصه
این روزها دارم با ته مانده عقلی که از دنیای هزار رنگ برایم مانده
افکارم
را پشت و رو کرده و وارسی می کنم.
دارم فکر
می کنم نیازها و الزاماتی که توی زندگی الانم ساختم
واقعا
همونایی هستند که باید یا این که این ره که می روم به ...
دارم
به این فکر می کنم که باید و نبایدهام چرا این شکلی شدن،
اصلا باید اینطوری باشند
یا نباید؟
به محض
اینکه موضوعی از ذهن آدم بیرون می آد
موضوع دیگه ای جایگزین اون میشه
اونقدر که واقعاً فرصت نمی شه فک کرد چرا باید
اینها در ذهن آدم باشند
و بهشون فکر کرد؟
انوقته
که با خودم فکر می کنم تو دنیای رسانه زنده امروز
حتی خصوصی تفکرات آدمها هم قالب
و شکل رسانه ای پیدا کرده
و این بیشتر
اوقات باعث دوری ذهن از چیزی میشه که
باید در مسیر اون اندیشه کنه و قدم برداره
آونقدر
دور که تا مدتها حتی متوجه نمیشی که
چیزی که
بهش فکر کردی و ذهنت مشغولش بوده با اون چیزی که باید،
در دو مسیر کاملا مخالف هم
اند.
جـ و ا
ل د ل
دارم به
این فکر می کنم که
«یادداشتهاي
درد جاودانگي»م كجایند؟
جوال دلم از چه آرزو ها و آدم هایی پر شده اند؟
گاهی
اوقات خودم مجبور می کنم که به جواب سوالاتم فکر نکنم.
گاهی
شاید بر طبل بی خیالی کوبیدن ساده تر باشد.
اما
خودمانیم،
آدم
تحمل اینکار را هم برای همیشه ندارد.
خودش
می ماند وجدانی که به تنهایی برای قضاوت درباره اش کافی است.
دارم
فکر می کنم به «احوال
دل خویشتنم»
جـ و ا
ل عـ قـ ل
چیزی که فکرم
رو مشغول می کنه اینه که
بعضی جاها
عمل آدم با فکرها و اهدافش یکی نیست
در مسیری
قدم برمی داریم که نقطه مقابل آمال و تفکرات خودمان است
بزرگواری
برایم نوشته بود:
«اینکه حضرت دوست چه
در تقدیر تو کرده مهم نیست
مهم آنست که تو برای تقدیرت و اندازه هایت چه کرده ای ؟!!!»
اینکه اوی مهربان به
من چه بخشیده
در مقابل اینکه من با یخشش او چه کرده ام؟!!!
د ل نـ و شـ ت
* اینکه
چه چیزی در جوال عمر و دل و خیال و وهم برای خودمان جمع می کنیم و اینکه مهمان
سفره دلمان کیست سوالهایی اند که گاهی به خاطر جوابهای تلخشان عمداً از پرسیدنشان
طفره می روم.
* ماه
مبارک نزدیکه و «فرصت بازخوانی خود» در پیش رو
* با هر
بهانه ای که دستهاتان رو به آسمان شد التماس دعا